تبليغاتX
در کوچه باغ خیال

در کوچه باغ خیال

6aqqmpf.jpg

 

برداشت جام را

یک دم درنگ کرد

وز خنده ی شراب ، برآشفت و زیر لب

در گوش جام گفت:

....ای جام اولین!

آیا ترا به یاد که امشب به سر کشم؟

.......

نوشید جام را

تالاز از بخار نفسها و دودها

چون صبح نیمه روشن اسفندماه بود

لبخند می چکید ز لبهای جامها

در تُنگها تلألؤ خورشید و ماه بود

در زیر نور اطلسی چلچراغها

تن ها برهنه بود و هوس ها برهنه تر

وز چشم دختران و زنان ، برق زندگی

می جست و دور می شد و می ریخت بر زمین

چون کرم شب فروز که تابد به باغها

پای زنان به نغمه ی موزون چند ساز

رقصان چو مارهای سپید از نوای نی

در پیچ و تاب بود

سرها و سینه ها و سرین ها و ساقها

از مستی شراب هوسها و عطر می

سرشار از نشاط و گریزان ز خواب بود

با آخرین نگاه

برداشت جام را

یک دم درنگ کرد

و ز خنده ی شراب بر آشفت و زیر لب

در گوش جام گفت:

....ای جام آخرین!

....آیا ترا به یاد که امشب به سر کشم؟

........بشکست جام را!

                                                       نادر نادرپور

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت13:27توسط ترانه | |

....یادمان باشد عشق متعلق به لحظه هاست و نفرین برای تمام عمر.....

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت10:53توسط ترانه | |

بهم گفت یه تصویر بنداز که نشون بده منم ...کلی تو اینترنت گشتم آخه نمید ونستم دوست جونم چه شکلیه همین جوری این تصویر رو دیدم و فک کردم که باهاس این شکلی باشه یه دختر خوشگل و تو دل برو ...

الغرض دوست جون این تصویر رو بپذیر گر چه اگه دم دستت بودم حتم دارم با ملاقه می زدی وسط ملاجم ولی باور کن تصور کردن دوست جونی که تو عمرت ندیدیش خیلی سخته .... یه چیزیه تو مایه های در اومدن جون ....

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت8:1توسط ترانه | |

بعد از تو ای نقش آفرین آرزوها

دیگر به روی کس نمی خندد لب من

بعد از تو ای گمگشته در دشت جدایی

دیگر نمی تابد فروغی در شب من

بعد از تو من هر جا سفر کردم

چون سایه با من همسفر بودی

در باغ و کوه و دشت و صحراها

در پیش چشمم جلوه گر بودی

بعد از تو هر کس با دل من آشنا شد

در او ندیدم من نشان از مهربانی

از این جوانی حاصلی جز غم ندیدم

آه ای جوانی ای جوانی ای جوانی!

وقتی تو رفتی تیرگی آمد

خورشید عشق و آرزو افسرد

گلهای گلدان اتاق من

از دوریت چون قلب من پژمرد

بعد از تو این شبهای مهتاب بهاری

در چشم اشک آلود من رنگی ندارد

بعد از تو من دیگر نمی خوانم سرودی

ساز دل من جز غم آهنگی ندارد

بعد از تو من هر جا سفر کردم

چون سایه با من همسفر بودی

در کوه و دشت و باغ و صحراها

در پیش چشمم جلوه گر بودی.

                                    (؟)

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت7:54توسط ترانه | |

گل مصنوعی را تا به دستش دادم

لحظه ای چشم بر او بست

و سپس

گل صد قطره ی اشک

از دل برکه ی چشمش روئید

و به من گفت به قهر:

عشق تو چون گل تو مصنوعیست.

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت8:1توسط ترانه | |

 

دوست جونم ازم خواسته که پستهام شاد باشه منم همچین بگی نگی سعی خودمو می کنم آخه دوست جونم به گردنم حق ...نمیدونم چی چی داره ولی خوب من هم ریشم گروی اونه آخه تو این مدت که مرده بودم یه خورده (یه کمی به ملکوت اعلا پیوسته بودم اونم از وبلاگم مثل یه مادری که بچه اش رو نگهداری می کنه مواظبت کرده بوده و نذاشته دست ناپاک احدی بهش بخوره تا من آدم بشم برگردم من هم از بس دیدم که دوست جونم داره هی می ناله هی تو سرش می زنه هی گریه می کنه هی ناله میکنه هی زاری می کنه هی ترانه ترانه می کنه جیگرم واسش ریش ریش شد واسه ی همین هم از موضع خودم که تنهایی بود بیرون اومدم تا اون ترانه مرده هم اینقدر حنجره اش پاره پاره نشه که چرا نیومدم و هی عموم رو فعال کنه که واسم یه ردیف نامه بزنن که بیا دیگه ترانه خودتو لوس نکن منم اومدم که بدونه من لوس نیستم به خدا فقط یه خورده مرده بودم ...همین.

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت14:24توسط ترانه | |

راستی یه چیز دیگه این نوشته های قبلی کار دوستمه که وادارم کرد برگردم من هم خر شدم برگشتم اونایی که توش ادب رعایت شده کار اونه اونایی که نشون از ادب نداره کار من

ای خدا اون روز که ادب و نزاکت و شانس و زبون و هر چیز خوب این دنیا رو قسمت می کردی من کجا بودم؟؟؟ تو چه صفی واستاده بودم؟

البته خودم به این لاغری نیستم حداقل ۸۰ کیلو بیشتر از این بابا وزن دارم

ولی خوب عصبانیم دیگه....

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت12:47توسط ترانه | |

بدینوسیله ممات ناگهانی ترانه نویسنده ی این وبلاگ و حیات ناگهانی ترش به دست یکی از دوستان خوبش شیرین را به عموم مسلمین جهان خصوصاْ ایرانیان مقیم مرکز و دوستداران اموات شب جمعه تبریک و تهنیت می گوییم

کجایند دوستان وبلاگ سرا

کجایند آن دلبران نژند

کجایند آن نازداران پاک

کجایند آن یار غاران من (قرار بود بشه یاران غار که وزن شعر خراب می شد)

کجایند ...(دیگه بسه هر جا هستید من اومدم بیاین دیگه)

ترانه آمد ترانه متعلق به شماست ترانه مال شماست ترانه اینجا ترانه اونجا ترانه همه جا

فک کنم زدم به سیم آخر یه جورایی رفتم تو جلد جد اعلای خل و چلم هانری نهم یا دهم نمید ونم عددش چند بود و هر عددی بود خلیتش رو بهم ارث داد ای الهی ...به قبرش بباره...

این عکسی که اول مطلبم گذاشتم مؤیّد این معنی است که من موندم مثل خر تو گل که چه گهی بخورم یعنی موندم چه خاکی تو سرم بریزم.

ای الهی برم زیر گل به حق حق....

ترانه ی له  شده ی بی در و پیکر

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت12:42توسط ترانه | |

         

        

                                     وقت رفتنت نبود....عزیزم  برگرد.

 

 

+نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت11:45توسط ترانه | |